روش های شاد زندگی کردن وطرز تفکر صحیح در زندگی

سلاااااااااااااااااااااااااااااااام خوبیییییییییییییییییددددد؟؟؟؟؟

اومدم بگم من هنوز زنده ام ها!!!!!اگه واسم فاتحه خوندید الکی بودهحالا حتما میگید طرف ارشد قبول شده دیگه خدا رو بنده نیست اصلا محل نمیذاره!!!مثل بعضیا که تا اسمشون تو روزنامه در میاد میرن تو تریپو این چیزا.(چیه؟؟؟شما که اون قسمت دست چپ نشستی چرا اینطوری نگاه میکنی؟؟؟ بابا میدونم روزنامه ماله قدیماست الان اینترنتو اونترنتو ایناست اما خب اصطلاح بود دیگه) نه بابا منو چه به این حرفا.شایدم اصلا نمیدونستید ...بله من این همه درس خوندم بالاخره یه چیزی شدمالبته این قضیه مال سال ۸۸ است و من بیشتر تبریز (شهر قبولیم) بودم حالا که واحدا تئوریم تمومیده و پایان نامم مونده بیشتر هستم.اینقدر حرف زدم یادم رفت چی میخواستم بگم....لامصب این فکه گرم که میشه همینجور میاد مثل آبشار.....آها اومدم تشکر کنم از لطف همه دوستای خوبی که تو این مدت به اینجا اومدن و با نظرای زیباشون دل منو گرم کردند دست گلتون درد نکنهسعی می کنم بیشتر بیام دمتون مثل دلم و فکم!!!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اسفند1389ساعت 11:34 PM  توسط بهراد | 

همون طور که گفته بودم الان هستم تا قسمت دوم بخشش رو براتون بگم.

ببینید همه ما داریم به بهترین شیوه ای که بلدیم زندگی می کنیم .خب ممکنه توی این راه بعضی جاها اشتباه کرده باشیم،بعضی موقع ها اطلاعات کافی نداشتیم یا هر چیزه دیگه.به هر حال مسیر زندگی رو اون طوری که بلد بودیم طی کردیم. پدر و مادر هم ما رو به بهترین روشی که بلد بودند تربیت کردند . شاید خیلی ها دلیل همه مشکلات و ناکامی هایی که تو زندگی دارن رو پدرو مادرشون میدونن و مدام اون ها رو سرزنش می کنن.به نظر من سرزنش کردن ابدی اونا خیلی بی انصافیه ، تازه یه کاره بیهوده و مخرب هم هست.

انگار بعضی ها اصلا نمی تونن پدر و مادرشون رو ببخشن و می خوان به والدینشون ثابت کنن که کارشون رو خیلی بد انجام دادن!! ... شاید این تفکر پیش بیاد که " حالا تو خودت مشکل ما رو نداری فکر میکنی ما راحت می تونیم با این مشکل کنار بیایم، ما دیگه این جوری بار اومدیم تقصیر اوناس کاریش نمیشه کرد."....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 11:21 PM  توسط بهراد | 

با سلام خدمت همه دوستای گلم و عرض معذرت به خاطر این غیبت صغری ببخشید ...

همونطور که از اسم پست معلومه ، امروز می خوام در مورد بخشش یه چیزایی بگم. خب این کلمه رو که تا حالا شنیدید و حتما تا الان موارد زیادی از اون رو تجربه کردید. من مثل همیشه قصد دارم یکم  بیشتر توضیح بدم.

اگه یادتون باشه ما یه پست در مورد زندگی کردن تو زمان حال و اینکه خودمون رو خیلی درگیر گذشته و آینده نکنیم داشتیم. تصمیم به بخشش خودتون یا بقیه تایید کننده اینه که شما دارید تو حال زندگی می کنید و خیلی اجازه نمیدید که اتفاقات گذشته روی زندگی حالا تاثیر بذاره.شاید تا حالا این جمله ها رو شنیدید " هیچ وقت فلانی رو به خاطر اون کارش نمی بخشم " یا " من نمی تونم خودم رو ببخشم" ... اگه ما به خاطر کاری که قبلا کسی کرده و باعث ناراحتی یا ایجاد یه مشکل واسه ما شده نخوایم اصلا اون رو ببخشیم ، در واقع داریم به خودمون می گیم " من اصلا نمی خوام اوضاع بهتر بشه .من ترجیح می دم تو گذشته هام زندگی کنم تا بتونم بقیه یا خودم رو به خاطرش سرزنش کنم " یعنی توی هر مشکلی هی می گردیم مقصر و گناه کار رو پیدا کنیم که اون رو مورد سرزنش قرار بدیم . فکر می کنید این کار چه سودی واسه ما داره؟؟؟ هیچی ، تازه با این کار درد و رنج روحی بیشتری رو نصیب خودمون می کنیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 شهریور1387ساعت 11:52 AM  توسط بهراد | 

خب تا الان با هم دو قسمت از پست نزدیکی به خداوند رو گذروندیم که این دو قسمت مربوط به خود ما بود یابه عبارتی بین هر شخص و خداوند بود و به کسی کاری نداشتیم..."مگه افراددیگه تونزدیکی ما به خدا موثر دارن؟؟؟؟"...بله جواب مثبته. ببینید هر انسانی توی زندگی دو نوع رابطه داره یکی رابطه با خداوند عزیز و یکی هم با افراد دیگه، که اگه این دو رابطه رو به صورت بسیار زیبا داشته باشه به اون هدفی که ما الان مد نظرمونه،یعنی نزدیکی به خداوند، میتونه خیلی راحت دست پیدا کنه.همونطور که عرض گردید دو پست قبل مربوط به رابطه اول بود و اما این قسمت که به نظر من خیلی مهمتره رابطه و طرز برخورد با افراد دیگه هست.اگه یکی با مردم خوش برخورد نباشه یا انسانیت نداشته باشه هیچ وقت نمیتونه با خداوند رابطه خوبی داشته باشه و بهش نزدیک بشه. به قولی این دو نوع رابطه یه جورایی دو طرفه به هم  مربوط میشن یعنی بدونه یکی ،دومی یا به وجود نمیاد یا ارزشی نداره.

زیاد با مقدمه وقت رو نمیگیرم تا بیشتر به قسمت اصلی بپردازیم.خب دو تا سوال اساسی:"چطور میشه با بقیه خوش برخورد باشیم؟اصلا منظور از برخورد خوب به طور دقیق چیه؟؟" چیزای ساده ای که همه در جواب این دو سوال رو میدن قبول دارم مثلا این که راست و درست باشیم منصف باشیم دزدی بده دروغگو دشمن خداست ....  ولی خب اینا چیزایی هستن که نه من قصد دارم بگم نه شما نیاز به گفتن من دارید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 7 تیر1387ساعت 12:42 PM  توسط بهراد | 
توی پست قبل یه مقدار راجع به نزدیکی به خداوند صحبت کردم و گفتم یکی از مهمترین کارایی که ما حتما باید انجام بدیم سپاس گزاری از نعمت های بیکران پروردگاره.خب این اولین و مهم ترین گام برای تحقق این هدفه.یعنی ما می تونیم این کار رو در خلال صحبت هایی که هر چند وقت یه بار با خدا داریم انجام بدیم و در شروع صحبت واقعا به یاد بیاریم که چه نعمت هایی داریم. بازم میگم واقعا و از ته قلبتون این کار رو بکنید می دونید ،صحبت با خدا جون نباید یه حالت ماشینی و یه روند ثابت داشته باشه درسته که ما همیشه اول حرفامون خدا جون رو سپاس میگیم ولی همون نحوه گفتنمون هم فرق میکنه،اخبار که نمیخوایم بگیم که از رو یه متن بخونیم.این خدا است. ما دوست داریم باهاش یه دوست صمیمی باشیم دوست داریم باهاش راحت حرفمون رو بزنیم پس نیاز نیست به خودمون سختی بدیم و کلمات قلمبه سلمبه بگیم.."ای خداوند بزرگ ای جل و جلاله بر ما نظری فکن و ما را از بار نگاه خود مستفیز بگردان تا هر گاه به بارگاه تو گام می نهیم از دریچه رحمت بیکران خود به ما فیض رسانی و..." چه خبره ؟؟؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 9:58 PM  توسط بهراد | 

بفتراك جفا

سمن بويان غبار غم چوبنشينند  بنشانند

پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند

بفتراك جفا دلها چو بربندند بربندند

ززلف عنبرين جانها چوبگشايند بفشانند

به عمري يكنفس با ما چو بنشنند برخيزند

نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند

سرشك گوشه گيران را چو در يابند در يابند

رخ مهر از سحر خيزان نگردانند اگر دانند

دواي درد عاشق را كسي كو سهل پندارد

زفكر انان كه در تدبير درمانند،درمانند

چو منصور از مراد انان كه بردارند بردارند

بدين درگاه حافظ را چو ميخوانند ميرانند

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 10:5 AM  توسط فرزاد | 

سلام به همه دوستای عزیزم.واقعا ممنون از این که همیشه همراه ما هستید. من شرمنده ام که زیاد نتونستم بیام آپ کنم.

مطلب امروز رو تا حالا زیاد در موردش صحبت نکردم.موضوع بسیار مهمی هم هست که باید توی زندگی همه ماها یه بخش بزرگی رو به خودش اختصاص بده.خب حتما شنیدید که بزرگترین نعمتی که نصیب اهل بهشت میشه نزدیکی به خداوند و خشنودی اوست.ولی فقط این رو در حد حرف شنیدیم چون نرفتیم اون ور که ببینیم چه خبره!! حالا من این رو میخوام بگم که این مطلب فقط مختص بهشت نیست توی همین دنیای خودمون هم خیلی راحت می تونیم این موضوع رو درک کنیم.اصلا به نظرمن نیمی از بهشت و جهنم توی همین دنیاست.تا حالا شده خیلی از خودت احساس رضایت کنی؟ تا حالا شده که این قدر خوشحال باشی که دلت بخواد هی داد بزنی خدایا شکرت ؟؟ یا برعکس تا حالا شده احساس خیلی بدی داشته باشی یا روت نشه که با خداجون صحبت کنی؟؟؟ اینا تقریبا همون چیزیه که من گفتم. البته یه نکته رو هم بگم این احساس بد که عرض گردیدحالت خاص داره لطفا این رو جدا ازغم و افسردگی و از این جور مسائل بدونید...

      


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 1:50 PM  توسط بهراد | 

توی مساله بیماری و طرز فکر ،اصلا بحث گول زدن نیست حواستون باشه خیلی ها به خاطر همین که میگن این حرفا و تلقین ها الکیه و گول زدن خود آدمه از خیلی مسائل زیبا بی بهره میشن، هی میگه: من دارم واقعیت رو میگم خب وقتی گلوم داره از درد بیچارم میکنه یا سرم داره تو تب میسوزه، نمیتونم چشمم رو ببندم بگم حالم خوبه، میتونم؟.

بله میتونی چرا که نه؟با همین فکر کم کم خوب میشی. انسان هر کاری میتونه انجام بده امتحان کنید، مثلا طرف یه جا بیرون رفته حالا داره سوز میاد به جای اینکه هی بگه (صدایی که وقتی سردمونه در میاریم )وای مُردم الانه که برم خونه بیفتم تو رخت خواب، وای الان دماغم شرشرخب چه انتظاری داره؟ معلومه با این دید آدم مریض میشه.من نمیگم برید بیرون تو چله زمستون بگید به به چه هوای گرمیه ،نه، اگه مجبورید بیرون باشید نیازی نیست رو سرمای هوا متمرکز داشته باشید، بیخیال، چون همین توجه سرما رو پررو میکنه بر عکسش واسه گرما هم هست....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 11:40 PM  توسط بهراد | 

همون طور که میدونید و قبول دارید سلامتی بزرگترین نعمتی هست که خداوند بهمون بخشیده. ولی درکنار سلامتی ،بیماری هم وجود داره. فکر میکنید چرا؟ مگه نمیگیم همه چیزهایی که خدا تو دنیا قرار داده خوبه، بیماری و مریضی کجاش خوبه؟

 میشه چند تا دلیل براش گفت که به نظر من و خیلی ها مهمترینش اینه که آدم قدر سلامتیش رو بدونه چون خیلی با ارزشه، بهتر از هرچیزی( پول ،غذا، علم،...)یا یه دلیله دیگه این که بیماری میتونه سزای دنیوی یه کار بدی باشه که کردیم که با این بیماری پاک میشه و خیلی علت های دیگه که شاید ما نمیدونیم ولی وجود داره. پس میشه فهمید که با این دید بیماری هم برای آدم درسه و فایده داره.یادتون باشه ممکنه بیماری هر علتی داشته باشه فقط توی همین دو موردی که گفتم دنبال دلیل نگردید!!!!

سلامتی جسم  بازتاب سلامت روحی  آدماست.یعنی ممکنه آدم روحش آزرده و ناراحت باشه و این در قالب بیماری جسمی نمود پیدا کنه،این خیلی مهمه، خیلی از بیماری های سخت جسمی ناشی از همین فکرای آدم و فشارای عصبی و بیخودی که به خودش میاره هستن...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 2:21 PM  توسط بهراد | 

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی  او  گدایی  بر  خسروی گزیدن

از جان  طمع  بریدن  آسان  بود  ولیکن

از دوستان  جانی  مشکل  توان  بریدن

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وان  جا به  نیکنامی  پیراهنی دریدن

گه چون نسیم  با  گل  راز  نهفته گفتن

گه سر  عشقبازی  از  بلبلان  شنیدن

بوسیدن  لب  یار  اول  ز  دست   مگذار

کاخر ملول گردی از دست لب گزیدن

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

گویی  برفت  حافظ  از  یاد شاه  یحیی

یا  رب  به یادش آور  درویش پروریدن

+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 2:20 AM  توسط فرزاد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

سلام خیلی خوش آمدید.این وبلاگ به بیان راه ها و رازهای شاد زندگی کردن و تغییر زندگی به گونه ای ایده آل می پردازد.امیدواریم از خواندن آن راضی وخشنود باشید.خواهشمندیم نظرات , انتقادات و پیشنهادات ارزشمند خود را حتمآ برای ما بیان بفرمایید تا در جهت ارتقای سطح کیفی وکمی وبلاگ به کار بگیریم. دوستان عزیز هر سوالی که دارید میتوانید از طریق بخش نظر ها و همچنینID و ایمیل بپرسید پاسخ برای ID شما ارسال خواهد شد.در بخش نظرهادر صورت لزوم پاسخ به عنوان نظر جدید و با نام نویسنده ثبت میگردد.با تشکر فراوان

نویسندگان وبلاگ
behrad_2791@yahoo.com farzad_fatemi2003@yahoo.com


نوشته های پیشین
اسفند 1389
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آرشیو موضوعی
مطالب مهم وبلاگ
عمومی
غزلسرا
ایران زمین
خداشناسی
نویسندگان
بهراد
فرزاد
پیوندها
نهایت عشق(علی)
دختر ماه(سارا)
یه آسمون ستاره(مونا)
پرواز عشق(اریکا)
من عاشق تو هستم (الهه)
خیمه عشق(آمنه)
آشیانه عشق(مهشید)
دختر بارونی
عشق یک مفهوم بی اماست(ایرسا)
صحبت از امتداد یک درد است(بهار)
سلطان قلب عاشقم تویی(غزال)
اشکی از جنس خدا(مرجان)
عشق یعنی خدا(گلناز)
مای النا سیتی شهر دلان(النا)
یاس(عسل)
عاشقان عشق را فخر می فروشند؛ارزانش مفروش(سپیده)
جاوگر هنوز زنده است(مهسا)
آمار وبلاگ